نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

Click to view full size image

همان که گاهی می‌شکند
قلب

قلبی که از بودن آن باخبر است 

 

قلب

 

قلبی که از حضورش بی‌خبر

قلب

قلبی که از آن باخبر است

 

قلب

 

همان قلبی است که در سینه می‌تپد

قلب

همان که گاهی می‌شکند؛

قلب

گاهی می‌گیرد و گاهی می‌سوزد

قلب

گاهی سنگ می‌شود و سخت و سیاه

قلب

و گاهی هم از دست می‌رود

قلب

با این دل است که عاشق می‌شویم

قلب

با این دل است که نفرین می‌کنیم

قلب

و گاهی وقت‌ها هم کینه می‌ورزی

قلب

اما قلب دیگری هم هست؛

قلب

قلبی که از بودنش بی‌خبریم

قلب

این قلب اما در سینه، جا نمی‌شود

قلب

و به جای این که بتپد

قلب

 … می‌وزد و می‌بارد و می‌گیرد و می‌تابد

قلب

این قلب نه می‌شکند و نه می‌سوزد و نه می‌گیرد

قلب

سیاه و سنگ هم نمی‌شود

قلب

از دست هم نمی‌رود

قلب

زلال است و جاری

قلب

مثل رود و نسیم

قلب

و آن قدر سبک است که هیچ وقت هیچ جا نمی‌ماند

قلب

بالا می‌رود و بالا می‌رود و بین زمین و ملکوت می‌رقصد

قلب

این همان قلب است که وقتی تو نفرین می‌کنی،

 

قلب

 

او دعا می‌کند

قلب

وقتی تو می‌رنجی، او می‌بخشد

قلب

این قلب کار خودش را می‌کند

قلب

نه به احساست کاری دارد نه به تعلّقت

قلب

نه به آن چه می‌گویی؛ نه به آن چه می‌خواهی

قلب

و آدم‌ها به خاطر همین دوست‌داشتنی‌اند

قلب

به خاطر قلب دیگرشان


بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com