نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

داشتم فراموشت می کردم!

اما باز دوباره دیدمت تو غم ها غوطه ور شدم! چرا ؟!!

داشتم فراموشت می کردم!

اما تا صدات رسید به گوش من شکستم بی صدا! چرا ؟!!

داشتی می رفتی از خیال من , خزونی بود بهار من! دیدم تورو خزونم جون گرفت!!!

این قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و بی ریا و عاشقت زبون گرفت!!!

چرا:

دوباره اومدی صدا رو؟ جون دادی گل بهارو؟ زخم دل دوباره تازه شد؟

شوق نگاه خستمو دوباره دوختی آخر ستاره، حصرتم بی اندازه شد؟

یا راحتم کن و واسه همیشه این دلو بکن ز ریشه، از خیال سرد من برو!

یا باغبون شو و بهارو باز نشون بده گلارو، تو وجود خسته ام برو!