نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳۸٧

  گفت: می خوام برات یه یادگاری بنویسم

گفتم: کجا؟ 

 

گفت: رو قلبت

 

گفتم: مگه می تونی

 

گفت: آره سخت نیست آسونه

 

گفتم: باشه بنویس تاهمیشه یادگاری بمونه

یه خنجر برداشت

 

گفتم: این چیه؟

 

گفت: سیسسسسسسس- ساکت شدم

 

گفتم: بنویس دیگه چرا معطلی

 

خنجرو برداشت و با تیزی خنجر نوشت

 

دوستت دارم دیوونه

 

اون رفته*خیلی وقته کجا؟ نمی دونه

 

اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده

 




کلمات کلیدی :دوستت دارم دیوونه