نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧

30jp4qu.gif30jp4qu.gif

چه بی تابانه می خواهمت
ای آرزوی دیرینه من
چه بی تابانه جستجویت میکنم
ای یگانه جاودانه ام
چه مایوسانه به انتظارت می نشینم
به نگاهت خیره می شوم
و در انتظارت می مانم
تو گوئی نمی دانی
تو گوئی نمی بینی
مرا در واپسین لحظات خواهش
و من می بینم زمستان عشق را
و من احساس می کنم
از لبان خاموشت
سرمای این عشق را
و چنان زار و نحیف
چون مرغکی غمگین به انتظارت می نشینم
تا شاید با دیگر عشق را دربهاران ببینم