نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧

مهربانم، ای خوب!  
یاد قلبت باشد؛ 
یک نفر هست که این جا 
بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو 
تک و تنها، به تو می اندیشد  .
و کمی دلش از دوری تو دلگیر است ..
 
مهربانم، ای خوب
یاد قلبت باشد؛ 
یک نفر هست که چشمش ، 
به رهت دوخته بر در مانده 
و شب و روز دعایش اینست؛ 
زیر این سقف بلند، 
هر کجایی هستی، 
به سلامت باشی 
و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد ..
 
مهربانم، ای خوب!
 یاد قلبت باشد؛ 

یک نفر هست که دنیایش را، 
همه هستی و رؤیایش را، 
به شکوفایی احساس تو، پیوند زده 
و دلش می خواهد، لحظه ها را با تو، به خدا بسپارد ..
 
مهربانم، ای خوب
یک نفر هست که با تو 
تک و تنها، با تو 
پر اندیشه و شعر است و شعور
پر احساس و خیال است و سرور

مهربانم، ای یار، 
یاد قلبت باشد؛ 
یک نفر هست که با تو، به خداوند جهان نزدیک است 
و به یادت، هر صبح، 
گونه سبز اقاقی ها را 
از ته قلب و دلش می بوسد 
و دعا می کند این بار که تو 
با دلی سبز و پر از آرامش، راهی خانه خورشید شوی 
و پر از عاطفه و عشق و امید 
به شب معجزه و آبی فردا برسی ..