نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧

میخوام بگم بوی تنت برای من یک دنیاس

میخوام بگم امدنت برام شده یک رویا

میخوام بگم دوست دارام با این دو چشم بی تاب

میخوام بگم عاشقتم نگاهمو تو دریاب

میخوام بگم شدی افسانه هر کتابم

میخوام بگم شدی شهرزادهه قصه هایم

میخوام بگم غرورمو برای تو شکستم

از این به بعد میخوام که اسمتو فریاد کنم

تو گوش هر شقایقی اسمتو بیداد کنم

میخوام دیگه نترسم از غروب بی کسی هام

میخوام دیگه جدایی هم فلب منو نشکنه

به امید نبودنت تمام عمر صبر کنه

میخوام بگم مال منی تا اخر زندگی

ولی تو منو فروختی با همه این سادگیم

میخوام که دیگه دوریتو توی دلم حک کنم

رنگ نفسهایی تورو تو سینه ام حبس کنم

میخوام بگم زندگیمو مرگ من دست توس

اگر بخوای همین الان برای تو میمیرم

اما تورو خدا بذار قبل از مرگم

کمی نگاهت بکنم

میخوام ببوسم دو تا چشمای قشنگ تورو

میخوام که لب وا کنم و اسم تورو بخونم

بعدش وصییت کنم و هر جمعه بیایی سر قبرم

یک گل رز زرد بذاری کنار قبرم

میخوام بدونی که قلبم همیشه مال توس

وجود من ذهن من همیشه مال توس