نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸

**********************************

باز برمیگردم به تنهای ام

 

به آن اتاق زیبای تنهایی

 

به آن خلوتگاه همیشگی ام

 

در اتاقم قدم می گذارم به دوران کودکی

 

چه زیبا بود و دوست داشتنی

 

کودکی هر چه بود

 

پاک بود و بی ریا

 

اینک زمان زمان کودکی ایست

 

باید کودک بود و زندگی کرد

 

زندگی را فهمید زندگی را چشید

 

همیشه دوست دارم بر گردم و کودکی باشم

 

ولی هیچ وقت همه چیز بر وفق مراد نخواهد بود

 

از اتاق و از تنهایی ام کمک می جویم

 

تنهایی ام می گوید

 

دیوانه باش و دیوانه وار زندگی کن

 

تنها دیونه است که روح آرامش را میبیند

 

همین و بس

 

دیوانه یک مشکل دارد آن هم دیوانگی

 

و دغدغه نگاه ترحم آمیز

 

اما تو هزاران مشکل داری

 

دیوانه باش و دیوانه بمان و دوانه وار هم بمیر

**********************************