نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳۸۸

کودکی یادت بخیر

یاد آن دوران خوب

یاد آن دوران که بود

اسب من یک شاخه چوب

 

روی اسب چوبی ام

می نشستم شاد شاد

با دو پای کوچکم

می دویدم مثل باد

 

می نشستم در چمن

پیش یاس و یاسمن

شاپرک ها می شدند

یار و همبازی من

 

توی تابستان گرم

می دویدم سوی آب

مثل ماهی میشدم

وقت بازی توی آب

 

در زمستان های سرد

روی برف کوچه ها

گرم بازی می شدم

در کنار بچه ها

 

کودکی یادت بخیر

یاد دنیای خیال

یاد آن دوران که من

می پریدم با دو بال

 

در خیالم می شدم

چون کبوتر شادمان

می گشودم بال و پر

در میان آسمان

 

کودکی عکس تو را

می گذارم توی قاب

کودکی شاید تو را

من ببینم توی خواب

 

کودکی روی لبم

غنچه های خنده است

شادی دوران تو

توی قلبم زنده است




کلمات کلیدی :یاد آن دوران خوب