نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

لاله ام  کز داغ  تنهایی به صحرا سوختم

سوختم از آتش دل در میان موج عشق

شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم

آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

لاله ام  کز داغ  تنهایی به صحرا سوختم

سوختم از آتش دل در میان موج عشق

شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم

شمع و گل هم هر کدام از شعله ای در آتشند

در میان پاکبازان من نه تنها سوختم