نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم

گر چه میدانم که عمری در غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت در جستجوی چیستم

در عبور از لحظه ها بر پای اشتیاق

لب شکست از خستگی

اما چنان می ایستم

روزگار بقیه عمر سبزم را ربود

گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم

ای فریماه شب تار یاریم کن

تا بدانم سا یه گمگشته ی از کیستم