نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٧


ای کاش ...

میدانستیم که وجود ما در این دنیای فانی به چه منظور خلق شده.

میدانستیم که آیا تونستیم برای خود و دیگران مفید باشیم.

میدانستیم که انتهای این جاده آخرش رفتنه اما چه رفتنی ؟

میدانستیم که دلی را شکستن هنر نیست تا بخواهیم حرف خودمان را ثابت کنیم ، بلکه دلی را بدست بیاریم و دیدن نیمه خالی لیوان را چشم پوشی کنیم.

میدانستیم که تا زمانی که دوستانمان در کنار ما هستن بایدمحبت کردنه زمانی که در غیبت آنها احساس ندامت و شرمندگی کنیم.

میدانستیم که برای دوست داشتن و عشق ورزیدن هیچ وقت دیر نیست.

میدانستیم که یاد گرفتن و پند گرفتن از دیگران نیازی به سن و تحصیلات و موقعیت شغلی ندارد.

میدانستیم که تا به امروز دنبال الگو بودیم یا تونستیم در مواقعی هم الگو باشیم.

میدانستیم که از صحبتهای ادبی- فلسفه ای- عرفانی-..... دوستانمان تونستیم مطالبی را جدا کنیم تا بدرد ما بخوره تا بتونیم زندگی شخصی و جمعی را شاد کنیم.

میدانستیم که محبت - محبت -محبت- هیچ مرز و بومی نداره تا زمانی که خوده ما نخواهیم حصاری را برای آن تعریف کنیم.