نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧

روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن
از در نشد از پنجره ، زوری خودت رو جا نکن


آدمکای شهر ما بازیگرایی قابلن
وقتش بشه یواشکی رو قلب هم پا می زارن


تو قتلگاه آرزو عاشق کشی زرنگیه
شیطونک مغزای ما دلداده دو رنگیه


دلخوشی های الکی ، وعده های دروغکی
عشقاشونم خلاصه شد تو یک نگاه دزدکی


آدمکای شب زده قلبا رو ویرون می کنن
دل ستاره ی منو ، از زندگی خون می کنن


ستاره ها لحظه ها رو با تنهایی رنگ می زنن
به بخت هر ستاره ای ، آدمکا چنگ می زنن


عمری به عشق پر زدن قفس رو آسون می کنن
پشت سکوت پنجره چه بغضی بارون می کنن


مردم سر تا پا کلک ، رفیق جیب هم می شن
دروغه که تا آخرش ، همدل و هم قسم می شن


رو دنده حسادتا زندگی رو می گذرونن
عادت دارن به بد دلی نمی تونن خوب بمونن


قصه روزگار اینه ، به هیچ کسی وفا نکن
روی دلای آدما هرگز حسابی وا نکن