نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٧

چی شده سنگ صبور
خونه ی غم شده باز این دل من
پر ماتم شده باز این دل من
...
تو میخوای این دل من خون بشه دیوونه بشه؟
تو میخوای غصه ی من قصه ی هر خونه بشه؟
نمیخوای سنگ صبور؟
...
اگه من با تو حکایت بکنم
 دل تو میشکنه چون جام بلور
نمیخوام سنگ صبور
...
چه کنم با غم رسوایی دل؟
چه کنم با تب تنهایی دل؟
هی براش قصه میگم، قصه ی غصه میگم
که تو ای دل منو دیوانه نکن
پر و بالم رو نسوز
منو پروانه نکن
...
میدونی؟ همدم شبهای سیاه دل من
عاقبت سر به بیابون میذارم
میرم اونجا که صفاست، میرم اونجا که وفاست
میرم اونجا که فقط محرم این سینه خداست
ولی ای یار دلم، ای دلت خونه اسرار دلم
من پر از مهر و وفام، تو رو با خود میبرم
تو رو ای سنگ صبور، همه جا تا دل گور