نویسنده : حمید ستاری ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ۱۳۸٧

خدایاسخت میترسم ازاین بیهوده گفتنها

ازاین تنها نشستنها وغم درسینه کردنها

خدایا سخت میترسم ازاین بیهوده ماندنها

ازین غربت کشیدنها ازاین حسرت بخوردنهـا

خدایا سخت میترسم ازین بیهوده یاریها

به شب یکجا نشستن ها به روز تنها دویدنها

خدایا سخت میترسم که من غافل شوم ازیار

مرا خود وانهـاد برخودحــذرکردم زگفتنها

خدایا سخت میترسم کنی رسوا مرا امشب

کسی دیگر نیـارد نام من ازبودن ونبودنها

خدایا سخت میترسم ازاین رسوای هرجاگرد

مرابا خود برد هرجا و پاک کند از عالمها

خدایا سخت میترسم رها گردانیم تنها

دلم را وارهان یارب ازاین افکار بطلانها