گل چه زیبا شده بود....

غنچه از خواب پرید

و گلی تازه به دنیا آمد

خار خندید و به گل گفتسلام

و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

گلسراسیمه ز وحشت افسرد

لیک آن خار در آن دست خلید

و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفتسلام

/ 0 نظر / 3 بازدید